زبان و ادبیات فارسی شادگان

خرید بک لینک
یوسف رحیمی: خورشید سر زد از سحرت أیها الغریباز سمت چشم های ترت أیها الغریبتو ابر رحمتی که به هر گوشه سر زدیباران گرفت دور و برت أیها الغریبجاری ست چشمه چشمه قدمگاه تو هنوزجنت شده ست رهگذرت أیها الغریبتو آفتاب رأفتی و کوچه کوچه شهردر سایه سار بال و پرت أیها الغریببا این همه، غریبِ غریبان عالمیداغی نشسته بر جگرت أیها الغریباز کوچه های غربت شهر آمدی ولیداری عبا به روی سرت أیها الغریبآقای من! نگو که تو هم رفتنی شدیزود است حرف از سفرت أیها الغریبشکر خدا جواد تو آمد ولی هنوزبارانی است چشم ترت أیها الغریبیک عمر خواندی از غم آقای تشنه لببا اشک های شعله ورت أیها الغریبهر گوشهای ز حجره که رو می کنی دگرکرب و بلاست در نظرت أیها الغریبدر قتلگاه، لحظه ی آخر چه می کشیدجدِّ ز تو غریبترت أیها الغریبچشمان اهل خیمه دگر سوی نیزه هاستظهر قیامت است و سری روی نیزه هاستحبیب باقر زاده:آقایمان آمد عبا روی سرش بودرنگ کبودی بر تمام پیکرش بوددر کوچه یاد ماجرای کوچه افتادیافاطمه یافاطمه ذکر لبش بوددستی به پهلو دست دیگر روی دیوارپهلو گرفتن یادگار مادرش بوداو در میان حجرهای دربسته اماصدها فرشته در کنار بسترش بوداو دست و پا میزد ولی با کام عطشانگویا که دیگر لحظههای آخرش بوداما تمام فکر و ذهنش کربلا بودیاد غریبیهای جد بی سرش بودمردم گریز کربلایم اینچنین استآمد جواد و لحظۀ آخر برش بوداما به دشت کربلا ج زبان و ادبیات فارسی شادگان...

ما را در سایت زبان و ادبیات فارسی شادگان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 228 تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 1:05

اشعار و متن هایی برای تسلیت شهادت امام رضا (ع)
زبان و ادبیات فارسی شادگان...

ما را در سایت زبان و ادبیات فارسی شادگان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 172 تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 1:05

صفحه بندی